العلامة المجلسي

406

حياة القلوب ( فارسي )

ذبيح بودن أو در آن عصر ميان علماى مخالفين اشهر بوده باشد ، واتفاق أهل كتاب معتبر نيست بلكه بعضي نقل كرده‌اند كه عمر بن عبد العزيز يكى از علماى يهود را طلبيد واز أو پرسيد ، أو گفت : علماى أهل كتاب مىدانند كه ذبيح إسماعيل است واز روى حسد انكار مىكنند ، زيرا كه إسحاق جدّ ايشان است وإسماعيل جدّ عرب است ، ومىخواهند كه اين فضيلت براي جدّ ايشان باشد نه جدّ شما « 1 » . وبه سند موثق منقول است كه : از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيدند از معنى قول حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم كه فرمود : من فرزند دو ذبيحم ، فرمود : يعنى إسماعيل پسر حضرت إبراهيم خليل عليه السّلام وعبد اللّه فرزند عبد المطلب . امّا إسماعيل پس آن غلام حليم است كه خدا بشارت داد به أو إبراهيم عليه السّلام را ، پس چون آن فرزند چنان شد كه با پدر راه مىرفت گفت : اى فرزند ! در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم ، پس نظر كن چه مىبينى وچه مصلحت مىدانى ؟ گفت : اى پدر ! بكن آنچه به آن مأمور شده‌اى . ونگفت كه بكن آنچه ديده‌اى ، عن قريب خواهى يافت مرا ان شاء اللّه از صابران . پس چون عزم كرد بر ذبحش فدا داد خدا أو را به ذبحى عظيم ، به گوسفندى سياه وسفيد كه مىخورد در سياهى ومىآشاميد در سياهى ونظر مىكرد در سياهى وراه مىرفت در سياهى وبول مىكرد در سياهى وپشكل مىافكند در سياهى ، وقبل از آن چهل سال در باغهاى بهشت مىچريد واز رحم مادر بدر نيامده بود بلكه حق تعالى به أو فرمود : باش ، پس بهم رسيد براي آنكه فداى إسماعيل گرداند ، پس هر قرباني كه در منى كشته مىشود تا روز قيامت فداى إسماعيل است . پس أحد ذبيحين اين است « 2 » . مؤلف گويد : قصهء ذبيح ديگر كه عبد اللّه است در كتاب أحوال حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 453 ؛ تاريخ طبري 1 / 162 ؛ الانس الجليل 1 / 40 . ( 2 ) . عيون الخبار الرضا 1 / 210 ؛ خصال 55 .